الفيض الكاشاني

33

عرفان مثنوى ( فارسى )

عشق‌سوز او هستند . بىجهت نيست كه مثنوى او درحالىكه دشمنان كمى ندارد و احيانا او را به كفر و تصوف و عرفان مادى متهم مىسازند ، صدها شرح و تعليقه و تضمين و تلخيص و گزيده‌نويسى و گلچين و تفسير و نقد و تحليل و بررسى و تحقيق و . . . را به خود اختصاص داده است . همچنين در مغرب‌زمين ، هيچ‌يك از عرفاى اسلامى به‌اندازهء جلال الدين رومى ، شناخته شده نيست . اولين بار در زمان امپراتورى عثمانى بود كه توجه بازديدكنندگان اروپايى را به خود جلب كرد ، و اولين شرق‌شناسانى كه علاقه‌مند به زبان و ادبيات فارسى بودند اشعار وى را براى ترجمه انتخاب كردند . « 1 » ژوزف‌فون همرپور گستال ( 1856 - 1774 م . ) مترجم خستگىناپذير آثار ادبى فارسى ، تركى ، عربى ، در اثر كلاسيك خود تحت عنوان تاريخ هنر زيباى سخنورى در ايران‌زمين ( سال 1818 م . ) صفحات زيادى را به ملاى رومى اختصاص داده است . مطالعه عميق آثار وى از سوى شرق‌شناسان انگليسى بر كتاب مثنوى كه با شرح و ترجمه‌اى كامل از رينولد نيكلسن همراه بود ، در فاصله سالهاى 1925 تا 1940 به اوج خود رسيد . « 2 » افزون بر آن شخصيتهاى بزرگ و فرهيخته و بنام ادب و شعر فارسى و عرفان و حكمت اسلامى از گذشته تا امروز همچون ، حكيم حاج ملا هادى سبزوارى ، شيخ بهائى و فيض كاشانى و مرحوم محدث قمى « 3 » و جلال الدين همائى و استاد محمد تقى جعفرى و . . . ، و شرق‌شناسانى بنام نتوانسته‌اند از كنار اين دانشگاه بزرگ و عميق و پرشور عرفان حقيقى به سادگى و بىتوجهى بگذرند و ياد و ذكر و غور و بررسى از آن نداشته باشند . گاهى همينان چون ، حكيم سبزوارى در مورد مولوى چنان اوج مىگيرند كه در هنگام توصيف و تمجيد از كتاب مثنوى آن را تفسير قرآن مىنامد . « 4 » و شيخ بهائى مىسرايد : من نمىگويم كه آن عالىجناب * هست پيغمبر ، ولى دارد كتاب يا كه فيض كاشانى مىگويد :

--> ( 1 ) . آن مارى شيمل ، ابعاد عرفانى اسلام ، ترجمه عبد الرحيم گواهى ، ص 496 . ( 2 ) . همان ، ص 497 . ( 3 ) . در كتاب مفاتيح الجنان مواردى ياد از عارف رومى دارد ، من‌جمله در ذكر فوائد تربت امام حسين ( ع ) ، ص 779 . ( 4 ) . الهى قمشه‌اى ، حسين ، گزيده فيه ما فيه ، ص 40 .